گل پسرم گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره
ازدواج منو بابایی ازدواج منو بابایی ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

متولد ماهِ مــــهر...

واکسن دوماهگی جوجو

سلام جوجوی من الان که دارم برات مینویسم خونه ی مامان جون هستیم و شما خوابیدی، اینترنت خونمون دوروزه قطع شده :( پریروز یعنی 11 آذر صبح زود با مامان جون بردیمت شبکه بهداشت بزرگمهر و واکسن دوماهگیت رو زدیم. قبلش بهت استامینوفن داده بودم تا کمتر تب کنی، ابرگشتیم خونه مامان جون تا شب اینجا بودیم و هر4ساعت  بهت قطره میدا م گاهی بدنت گرم میشد دو ولی نمیذاشتم تبت بره بالا.آخرشب اومدیم خونمون و تا صبح دماری بدنت رو چک کردم و بهت قطره دادم و خداروشک  خوب خوابیدی و دمای بدنت هن بالاتر از 38 نرفت. الحمدالله این واکسنت بخیر گذشت .ان شالله واکسنهای دیگه ت هم  بخیر بگذره. خبر دیگه اینکه دوشنبه صبح بابا پرواز داره.میخواد بره کر...
13 آذر 1393

قند عسلم دو ماهه شد

روزها به سرعت میگذرن و پسرکم قد میکشه و بزرگ میشه انگار همین دیروز بود که از لگد زدنات توی شکمم ذوق میکردم حتی یه لحظه هم بدون تو نمیتونم زنده باشم عشق کوچولوی من! انگار یه تیکه از وجودم شدی وقتی چند دقیقه پیشم نیستی(خونه ی مامان جون هستی) حس میکنم یه قسمت از وجودم نیست!!! دلم همش پیشته.نمیتونم جای خالیت رو ببینم عزیزم همیشه صحیح و سالم باشی ان شالله هفته ی پیش حس میکردم داری سرما میخوری بردمت پیش دکتر اعلایی 53 روزت بود  ماشالله هزار ماشاله قد و وزنت عااالی بود وزنت:6کیلو گرم قدت:60سانتی متر خیلی هوشیار شدی خنده هات زیاد شده دوس داری دائم یکی باهات حرف بزنه و بازی کنه تو این هفته باید واکسن د...
10 آذر 1393

یک ماهگیت مبارک

امروز دوروزه که امیرعلی کوچولوی من وارد ماه دوم زندگیش شده چه زود یک ماه گذشت خدا حافظ و نگهدارت باشه پسرم یک ماهگیت مصادف شد با ششم محرم روزی که مخصوص حضرت علی اصغرِ اولین بار در شبِ سوم محرم وقتی 26روزت بود لباس علی اصغر به تنت کردم و راهی هیات شدی روزی که همایش شیرخوارگان بود با خاله مونا رفتیم همایش اقای عکاس ازت عکس گرفت از اول تا آخر مراسم خواب بودی عسلم امام حسین نگه دارت عزیزدلم امروز  وزنت با لباس 5کیلو و 60 گرم بود که دکتر گفت بدون لباس حدودا 4900 هستی قدت 55 سانتیمتر (دوسانت بیشتر از زمان تولد) دور سرت 38 سانتی متر (دوسانت بیشتر از زمان تولد) ماشاله به پسرم خداروشکر همه چیز خوب...
12 آبان 1393

اولین تولد در کنار تـــــو

امروز 2آبان 93؛اولین تولد من در کنار توست بودنت و لبخندهایی که از صبح برایم میزنی بهترین هدیه ی تولد عمرمه امروز ازصبح برام میخندی بیشتر از قبل بارها و بارها میدونم که میدونی امروز تولد مامانه و میخوای خوشحالش کنی خنده های شیرینت بهترین هدیه است عشق کوچولوی من   دیشب خونه  ی مامان جون برام تولد گرفتن و هدیه دادن.امروز هم از صبح تنهاییم بابا تا شب دانشگاهه پسرم ؛زندگیم,عشق کوچولوی من خــــــــــــــــــــــــیلی دوسِت دارم مرسی که هـــــستی چنتا عکس که امروز ازت گرفتیم:   من فدای نگاهت   اولین باری که توی تختت خوابیدی   من فدای نگاه متعجبت &nbs...
2 آبان 1393

پسرک من

سلام به همه ببخشید که اینقدر دیر اومدم پسرکم همه ی وقتم رو پر کرده تمام تایمم در اختیار این آقا کوچولوئه فک نمیکردم اینقدر بچه داری سخت باشه! البته شیرینیش چندین برابر سختیشه! امروز 19روزه که خانواده ی ما به برکت حضور امیرعلی 3نفره شده؛ 19 روزه که زندگیمون رنگ جدیدی گرفته. هر روز و هرلحظه خداروشاکرم بخاطر وجود این پسرک دوست داشتنی 14روز اول دائم مامانم پیشمون بود کل شبانه روز؛بعد که رفت خونشون هرروز میاد و بهمون سر میزنه. راستش وقتی میخواست بره دلم میخواست گریه کنم! آخه استرس داشتم .میترسیدم از پس بچه داری برنیام! میترسیدم شبا خوابم ببره و پتو بیوفته روی صورتت؛یا نتونم بهت شیر بدم و کلی فکرای دیگه! ول...
28 مهر 1393